کوه
بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم ، بر بلندای آن قرار داشت.یک روز بر اثر اتفاق یکی از تخم ها به پائین لغزید و به مزرعه ای رسید که پر ازمرغ وخروس بود.مرغها و خروسها می دانستند که باید
از این تخم مراقبتنمایند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا آید... یکروز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه
عقاب مانند سایر جوجه هابزرگ شد و طولي نكشيد كه جوجه عقاب باور كرد كه چيزي جز يك جوجه خروس نيست . او زندگي و
خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد كهتو بيش از اين هستي ، تا اينكه يك
روز كه داشت در مزرعه بازي مي كرد متوجهچند عقاب شد كه در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز
ميكردندو گفت اي كاش من هممي توانستم مانند آنها پرواز كنم مرغ و خروسها شروع كردند بهخنديدن و گفتند : تو يك خروسي و
يك خروس هرگز نمي تواند بپرد . اما عقابهمچنان به خانواده واقعي اش كه در آسمان پرواز
ميكردند خيره شده بود و درآرزوي پرواز به سر مي برد اما هر موقع كه عقاب از رويايش سخن مي گفت به اومي گفتند كه روياي تو به
حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم كم كم باور كرد بعد از مدتي او ديگر به پرواز فكر نكرد و مانند يك خروس
به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي ، از دنيا رفت. تو هماني كه مي انديشي . هرگاه به اين انديشيدي كه تو يك
عقابي به دنبال روياهايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروس ها فكر نكن...
|+|
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط آرین
|
مژده به سرمایه گذاران عزیز در حال حاضر شرکت ما بدون هیچ پلنی به کار خودش ادامه
میدهد یعنی شرکت به حالت صرفا" سرمایه پذیر تغییر شکل داده است...
این 2 تا خبر به همه دوستانم تبریک میگم.
یا علی...
|+|
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط آرین
|
لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر و یا شروع همکاری شماره
تماس خود را در قسمت نظرات بگذارید
متشکرم
(تمامی نظرات بطور خصوصی ارسال میشود)
|+|
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط آرین
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ جهت اطلاع رسانی صحیح و روشن در مورد تجارت های نوین با تمامی پستی و بلندیهایشان راه اندازی شده و نویسندگانش از قدیمی ترین افراد در این نوع فعالیتها در ایران میباشند.